تبلیغات
تحقیق دانشجویی - تحقیق مولفه های فرهنگ و هوش فرهنگی

تحقیق دانشجویی

تحقیق مولفه های فرهنگ و هوش فرهنگی  شامل 33 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد  مولفه های فرهنگ و هوش فرهنگی  می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

۱مقدمه:

از آنجائی که بسیاری از سازمانهای قرن بیست و یکم، چند فرهنگی هستند، میتوان کارکنـانی با فرهنگهای متفاوت را مشاهده نمود. این در حالی است که ممکـن اسـت در یـک کـشور، محـصولی طراحی، در ۱۰ کشور تولید و در بیش از ۱۰۰ کشور به فروش برسد. این واقعیت سـبب پویـایی فراوانـی روابط در محیطهای چند فرهنگی شده است، به نحوی که تفاوت در زبان، قومیت، ارزشها، هنجارهـا در یک بیان فرهنگهای متفاوت میتواند به عنوان منابع تعارض بالقوه ظهور کند و در صورت نبوددرک صحیح، توسعه روابط کاری مناسب را با مشکل مواجه سازد (تریاندیس[۱]،۲۰۰۶). این دشواریهای ادراکی سبب ارائه مفهومی نوین ،در مباحث شناختی شده است که بـه نـام “هـوش فرهنگی[۲] “شناخته میشود. در شرایط کاری کنونی که تنوع و جهانی سازی به صـورت فزاینـدهای رشـد کرده است، این هوش قابلیت مهمی برای مدیران، کارکنان و سازمانها محسوب میشود (عباسـعلیزاده،۱۳۸۷). مفهوم هوش فرهنگی برای نخستین بارتوسط ارلـی وانگ مطرح شد. این دو، هوش فرهنگی را قابلیت یادگیری الگوهای جدیددرتعاملات فرهنگی وارائه پاسخهای رفتاری صحیح به این الگوها تعریف کرده اند (ارلی و انگ،۲۰۰۳). آنها معتقد بودند در مواجهه با موقعیتهـای فرهنگـی جدیـد، فـرد بایـد بـا توجـه بـه اطلاعـات موجـود یـک چارچوب شناختی مشترک تدوین کند، حتی اگر این چارچوب درک کافی از رفتارهـا و هنجارهـای محلی نداشته باشد. تدوین چنین چارچوبی تنها از عهده کسـانی برمـیآیـد کـه از هـوش فرهنگـی بالایی برخوردار باشند. در تعریفی دیگر هوش فرهنگی یک قابلیـت فـردی بـرای درک، تفسـیر و اقدام اثربخش در موقعیتهای متنوع فرهنگی مـی باشـد و بـاآن دسـته از مفـاهیم مـرتبط بـا هـوش سازگاراست که هوش را بیشتر یک توانایی شناختی میدانند(پترسون[۳]،۲۰۰۴).

هوش فرهنگی درک ظاهر و باطن افراد از نظـر فکـری و عملـی اسـت. همچنـین چـارچوب وزبانی را در اختیار ما قرار میدهدکه تفاوتها را درک کرده و روی آنها سرمایه گذاری کنـیم نـه اینکه آنها را تحمل کرده یا نادیده بگیریم (پلام و همکاران[۴]،۲۰۰۷). فردیکه دارای هـوش فرهنگـی بالاست توانایی یادگیری در محیط فرهنگی جدید را دارد و از رویـارویی بـا فرهنـگهـای جدیـد لذت میبرد (جیبسون ودنگ[۵]،۲۰۰۸) با توجه به ابعاد چندگانـه هـوش از دیـدگاه ارلـی و انگ، هوش فرهنگی متشکل از ابعاد استراتژی، دانـش، انگیـزش و رفتـار مـی باشـد کـه مـرتبط بـا موقعیتهای فرهنگی متفاوت است.

۲-۲ فرهنگ:

۲-۲-۱ فرهنگ و تعاریف آن:


واژه « فرهنگ» که همواره از دیرباز جهت شرح کیفیت زندگی جامعه انسانی بکار برده شده است این بار بـا واژه ای بنام « سازمان » عجین شده ومفهوم تازه ای را بنا نهاده که مترادف با هیچکدام از دو واژه نبوده و خود اندیشه ای تازه است (باغبان، ۱۳۸۳). این مفهوم (فرهنگ سازمانی) برای اولین بار دردهه ی ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ تکوین یافت و فوراً یکی از مؤثرترین و همچنین بحث انگیزترین مفاهیم در پژوهش و حرفه مدیریت شد (لینن لوکه و گریفیتس[۶]، ۲۰۱۰).

جوامع به عنوان مجموعه های انسانی دارای فرهنگ هایی، می باشند که راهنمای عمل گروهی آن ها می باشد یکی از این مجموعه های انسانی، سازمان محل اجتماع مردمی که با هم طبق می باشد که به طور خلاصه این چنین تعریف می شود:  یک سازماندهی هماهنگ و مصوب کار می کنند تا هدف های سازمانی را تحقق بخشند (افجه، ۱۳۸۰). فرهنگ واژه‌ای فارسی و مرکب از دو کلمه «فر» و «هنگ» است. «فر» پیشوند و به معنای بالا بوده و «هنگ» از ریشه اوستایی «سنگ» به معنای کشیدن سنگینی و وزن است. معنای ترکیبی آنها نیز از نظر لغت به معنای بالا کشیدن و بیرون کشیدن است (مشبکی، ۱۳۷۶).

فرهنگ سازمانی عبارت است از فلسفه‌ای که خط مشی سازمان و رفتارهای سازمان را به سوی کارکنان و مشتریان هدایت می‌کند یا مفروضات و باورهای بنیادی ویژه‌ای که بین اعضاء سازمان مشترک بوده که به کمک آن‌ها کارها وفعالیت‌های روزمره سازمان انجام می‌پذیرد و سرانجام  فرهنگ سازمانی را می توان  وجود سیستمی از معانی و مفاهیم مشترک بین افراد و اعضای سازمان دانست. در هر سازمانی الگویی از باورها، رفتارها، سمبل‌ها، آداب و رسوم و شعائری وجود دارند که به مرور زمان کسب می‌شوند و پرورش یافته و سرانجام شکل می‌گیرند. این الگوها موجب می‌شوند تا سازمان‌ها شخصیت و هویت ویژه‌ای کسب کنند. اعضاء و افراد سازمان الگوی رفتار و عمل خود را از آن‌ها می‌گیرند تا به درک و دریافت مشترک و یکسانی دست یابند (سهیلی، ۱۳۷۹).

در تعریف دیگر، فرهنگ سازمانی یک شیوه از اندیشیدن، احساس کردن و واکنش کردن قالبی است که در یک سازمان وجود دارد. این یک برنامه ریزی روانی یگانه آن سازمان است که بازتابی از الگوی شخصیت سازمانی آن است (شاین، ترجمه فرهی بوزنجانی و نوری نجفی، ۱۳۸۳).  به طور کلی تعاریف فرهنگ سازمانی دو حد « روش انجام کارها » و «روش فکر کردن در مورد کارها» قرار می گیرد. در واقع یک طرف محور، فرهنگ سازمانی را می توان به عنوان روش انجام دادن کار های مختلف سازمان تعریف کرد و در طرف  دیگر فرهنگ سازمانی را در قالب و واژه های فکر و اندیشه و رفتار تعریف نمود (ابزری و دلوی، ۱۳۸۵).

۲-۲-۲ مؤلفه های فرهنگ سازمانی از دیدگاه رابینز :

از دیدگاه رابینز فرهنگ سازمانی عبارت است از سیستمی از استنباط مشترک است که اعضاء نسبت به یک سازمان دارند و همچنین ویژگی موجب تفکیک دو سازمان از یکدیگر می شود. مؤلفه های فرهنگ سازمانی که توسط رابینز ( ۲۰۰۵) ارائه شده است شامل موارد زیر است:

خلاقیت فردی : میزان مسئولیت، آزادی و استقلالی که افراد در درون یک سازمانی دارا هستند.

تحمل مخاطره : حد و حدودی که کارکنان پیشرفت و نوآوری را دوست داشته و مخاطره را می پذیرند.


جهت دانلود متن کامل تحقیق مولفه های فرهنگ و هوش فرهنگی کلیک نمایید

نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :